دوستان یه قاضی دادگاه خانواده اومد خواستگاریم من جواب رددادم اما دس بردار نبودیکسال رفت واومد خانوادموبه جونم انداخته بود که قبول کنم تااینکه به پیشنهادخودش واردیه دوره اشنایی مخفی شدم که متوجه شدم به شدت دختربازه وزنای مطلقه رو خونه خودش خونه قضات میبرده منم حلقشو پس دادم خانوادم کتکم زدن به خانوادم گفته بود باهام در ارتباط بوده خانوادن محدودم کردن نذاشتن ادامه تحصیل بدم رفتم به دادگستری گفتم این دختربازه نهایت کاری که کردن اونو از دادگاه خانواده به حقوقی بردن حالم بده دلم میخوادبمیرم