ببینید فکر کنم قبول داشته باشیم همه موقع صلح و خوشی خوش برخورد و مودب ان. مهم اینه که موقع دعوا و ناخوشی آدم چطور رفتار کنه. شما جوری میگین موقع دعوا بددهن بودم که انگار چیز پیش و پا افتاده ایه! از قدیم گفتن تحمل هزار من سنگ از تحمل یه فحش آسونتره! ببخشید اینو میگم ولی حرف همش باد هواست چقدر مرد عمل بودی چقدر در عمل بهش نشون دادی دوستش داری؟؟؟ منم میتونم ادعا کنم فلانی رو دوست دارم ولی وقتی حرفم با عملم یکی نیست چه فایده؟ اصلا همین دوست داشتن زبانی رو چقدر بهش ابراز کردی ؟ چقدر در مواقع مختلف ( به جز موقع رابطه) بهش گفتی دوستش داری بهش گفتی زیبا و خاصه بهش گفتی به خاطر زحماتش تو خونه به خاطر بزرگ کردن بچه هاتون ازش ممنونی؟؟
یعنی همه شخصیت زن به حجابشه؟؟ از حجاب ناراضی بودی بهانه غذا رو گرفتی از خونه بیرون ش کردی؟؟
اگه یه ترازو این وسط بذاریم و در یه کفه ش چیزایی رو بذاریم که اگه برگرده به دست میاره و در ترازوی دیگه دلایلی رو بذاریم که نمیخواد برگرده به نظرتون کدوم کفه سنگینی میکنه؟
به نظرم واقعا یه مدت با خودت خلوت کن خودت رو بذار جای اون کارایی که کردی حرفهایی که زدی تو این ۲۰ سال رو با خودت مرور کن بعد یه روز یه واسطه ای چیزی رو پیدا کن( بالاخره تو فامیل زنت یه بزرگتر پیدا نمیشه که کمکت کنه؟) و با اون برو خونه پدرزنت جلوی همه ازش عذرخواهی کن از زحماتش تشکر کن به اشتباهاتت اعتراف کن و بگو بهش حق میدی به شرف و مردنگی و آبرو و تمام مقدسات قسم بخور که دیگه اشتباهاتت رو تکرار نمی کنی و آخرش بگو گردنت از مو باریکتره. اون واسطه هم ریش گرو بذاره بگه به ضمانت من به فلانی یه فرصت دیگه بدین و اگه تکرار کرد دیگه هر کاری میخواین بکنین. به نظر بهش پیشنهاد دادن حق طلاق هم بکن که با اطمینان برگرده
اگه این هم موثر واقع نشد دیگه به نظرم راهی باقی نمونده . طلاقش رو بده