سلام بچه ها من یه رمانی رو قبلا خوندم یادم نمیاد اسمس چی بوده
یه پسری به اسم ویهان که یه کارخونه تجاری بزرگ و قوی داره که از کوچیکی عاشق یه دختری(اسم دختره یادم نیست ) از خانواده مرفه میشه اسم بابای دختره خسرو اسم مامانشم آزیتا بوده (مامانش تو کوچیکی ولش کرده رفته )
به هر ترتیبیه با دختره ازدواج میکنه و حالا بقیه شو یادم نمیاد
فقط اینکه پسره ناراحتی قلبی داره
همیناش یادم مونده
کسی میدونه اسمش چیه ؟