از قدیم گفتن زبون خوش مار رو از لونش میاره بیرون و وحشتی ترین حیوون ها با زبون خوش رام میشن و اهلی ترین حیوون ها با زبون بد وحشی پس مراقب زبونمون باشیم درست صحبت کنیم تا درست باهامون حرف بزنن
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"
من زبونم خود مختاره کنترل شدنی نیست وحشی تراز این حرفاست که بخواد رام بشه میخوای از نیش عقرب درامان باشی بهش نزدیک نشو 😉😚
این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد بلکه باید از این بترسد که هرگز زندگی را آغاز نکندانسان تا زمانی که از مرگ بترسد نمیتواند چیزی را در اختیار داشته باشدپس من ترجیح میدم مرگی با معنی داشته باشمتا یک زندگی بدون معنی
ولی من متنفرم از وقتی که بخوام پیام بدم و حس مزاحم بودن نزاره پیام بدم، متنفرم از وقتی که بخوام هعی به زور بگم منم هستما، از اضافه بودن متنفرم، بیاین این حسه اضافه بودنو به آدما ندیم.