2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب میگفت :ما ازدواج کردیمو رفتیم سر خونه زندگیمون  همچی آروم بود کلا همسایه های بی سرو صدایی د ...

خونمون رو جابه جا کریم و به یه محله دیگه رفتیم 

توی طی اون زنان ۲تا بچه به دنیا آوردیم 

زنم سر کار میرفت و منم بعضی وقتا خونه بودم 

و معمولا بچه هارو میزاشتیم خونه مادر زنم

خونمون رو جابه جا کریم و به یه محله دیگه رفتیم  توی طی اون زنان ۲تا بچه به دنیا آوردیم  ...

بچه ها من از زبون خودش میگم 


من اون زمان بعضی از شبا صدای خواندن روضه و قرآن با سوز زیاد و اینارو میشنیدم  ولی از هر همسایه ای میپرسیدیم اونا نبودن  

بچه ها من از زبون خودش میگم  من اون زمان بعضی از شبا صدای خواندن روضه و قرآن با سوز زیاد و ...

انگار دقیقا کنار دیوار خونه بود 

یه روز زنم رفت سر کار و منم مثل هر روز موندم خونه 

تا اینکه تلفنم زنگ خورد و یه کار خیلی فوری پیش آمد مادر زنم مسافرت بودنو منم هیچ دوست آشنایی نداشتم بچه هارو بزارم پیشش برای اون محلم نمیتونستم بچه هارد ببرم با زنم 

تماس گرفتمو گفتم من کار فوری برآن پیش آمده نمیتونم بچه هارو ببرم 

اونم گفت من بچه هارو به تو سپردم باخودت 

کلی با خودم گفتم  که بچه هارو  چیکار کنم 

کاری به ذهنم نرسید

براشون شیشه شیر رو پر کردمو دادم بهشون خوردن 

و خودم از خونه زدم بیرون و گفتم خدایا بچه هارو به خودت میسپارم

انگار دقیقا کنار دیوار خونه بود  یه روز زنم رفت سر کار و منم مثل هر روز موندم خونه  تا ا ...

خلاصه 

که کارمن تا حدودای ساعت ۶ بعدظهر طول کشید

و وقتی برگشتم خونه بچه ها کامل شهرشون رو خورده بودن اصن بچه ۹ ماهه چطور میتونه خودش شیر بخوره ؟ 

خواب بودن  وبه طور خیلی عجیبی ساکت 

ماخیلی سال بعد متوجه شدیم 

همسایه هامون اجنه مسلمان بودن 

و در ایام محرم هم تمام صدای گریه میومد 

این داستان بچه ها کاملا واقعی بوده 

و ایشون چندتا داستان دیگه تعریف کردن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108