آدم گاهی با یکی دوست میشه فکر میکنه که اون آدم هم مثل خودش من با دوستم خیلی ادعاش هم میشه قبلا باهاش دوست شدم خیلی از رازهای زندگی منو اون میدونه وخیلی از رازهای زندگی اونو من ولی بعد ۳ سال دوستی واقعا بعضی رفتارهای دوستم آزارم میده . مثلا یکی اینکه دائم به فکر اینه که همکارهای دیکه چ کردن اونها فلان کار رو کردن چرا من نکردم سرپرست یه داد بزنه برم به مدیر بگم . فلان همکار الکی نمیاد سرکار مهره کمرش جابه جا شده میگه الکی نیومده . دائم میخواد حرف بزنه یه بند حرف میزنه واقعا من رفتارهاش رو دوست ندارم تو حرف آدم هم میپره نمیگه دیگری داره حرف میزنه حس میکنم خیلی بچگانه اس رفتارش