اوایل ازدواج مون چند سال پیش یادمه شوهرم ی همکارخانم داشت یک بار منم برد اتاقش و باهم نشستیم و خیییییلی راحت و صمیمی رفتار میکرد با خانمه (هیچ کدوم اهل خیانت و خرابکاری نیستن ظاهرا) و بعدشم با یه حالتی میگفت بیا بریم دفتر فلانی
همون موقع هم حس بدی بم دست داد از رفتار و حرفش
تا اینکه چند روز پیش تو حرفاش گفت خاستگاری کردم ازش حتی گفتمرمن دارم ازدواج میکنم اگه جوابت مثبته بیام جلو (خانمه بیوه بود)
الان ب این فکر میکنم همه اوایل ازدواج فقط ب همسرشون فکر میکنن ولی ظاهرا شوهر من همون اوایلم...