عقدیم صبح بیدار شدم دیدم مادر شوهرم پیام داده ک دیشب با شوهرم بحثش سر رفیق بازیش میگ دو شب پیش رفته خونه رفیقاش ساعت 4 اومده بهش گفتم فردا منو ببر بازار میخوام برای یلدا خرید کنم گفته نمیبرم ماشینمو کثیف میکنی خلاصه با من بحثش شد از خونه رفت تو زنگ بزن ببین کجاست منم هرچی زنگ زدم جواب نداد پیام دادم احمق جواب بده چرا ادمو نگران میکنی بعد دوباره زنگ زدم یکی دو ثانیه جواب میده قطع میکنه دوباره گفتم این عن بازیا چیه درمیاری قط میکنی پیام داده نگران نباش فقط رو ب راه نیسم ک بخام جواب بدم منم گفتم چرا رو ب راه نیستی کجایی حداقل جواب بده صداتو بشنوم بفهمم خوبی بعدش دوباره چند بار زنگ زدم جواب نداد دیگ مادر شوهرم میگ ولش کن لوس کرده خودشو هرچی بیشتر زنگ.بزنی پررو تر میشه
اخه میترسم حالش بد باشه و من تنهاش بزارم ولی خب خودش نمیخواد داره دوری میکنه
بنظرتون چیکارش کنم انقد بچگی نکنه انقدر برای یلدا کار داریم حالا این وسط اومده اینطوری کرده گند زده ب تمام برنامه هام