دو سه هفته بود قهر بودیم مقصرم من بودم ک یهو جوشی شدم سر حرفش زد به سرم و ...
بعد اشتباهمو فهمیدم عذر خواستم
حق داره ک میگه بی سیاستی
چون واقعن هستم خیلیم هستم
خیلی نادون بازی درآوردم رابطمونو به گوه کشیدم ، ببخشید
نامزدمم عیبامو به روم گفت
بزارین عیبامو بگم کمک کنین بگین چیکار کنم رفعشون کنم
مثلن زیاد حرف میزنم زیااد
میپرم هی وسط حرفش
میگه خیلی عجله ای انگار شیش ماهه دنیا اومدی
اصلن صبر ندارم آروم قرار ندارم
از ذوقم اینجوریم کنارش
کلن کنار کسایی ک دوسشون دارم ، دوست همکار نامزدم هرچ اینجوری میشم هی باهاشون میحرفم ، ازشون سیر نمیشم
خودمم حتی قبل اشنایی با نامزدم ، عیبمو میدونستم هربار میگم درست میکنم خودمو اما باز ...
چطوری رفعش کنم ؟
یبارم من از کینم نسبت به یه نفر پیشش گفتم ، اون یک نفر همسرسابقمه و خییییییلی بهم بد کرده
میگه حس انتقام گیریت قویه و ..
بخدا من خیلی مهربونم خیلیام بهم بد کردن اصلن کینه ندارم ازشون ، اما همسرسابقم چه کارا ک باهام نکرد حق دارم کینشو داشته باشم چون بدبختم کرد ویرونم کرد
از خودم ناراحتم ک چرا پیش نامزد سابقم زیادی حرف میزنم و انقدر سادم و هرچی در دهنم میاد بدون فکر کردن و حلاجی کردن میگم
حتی خود نامزدمم گفت اول حرفاتو حلاجی کن بعد ب زبونت بیار و مجال بده ب منم حرف بزنم
سعی کن شنونده خوبیم باشی
تا دهنمو وا میکنم تو نمیزاری ادامه بدم ، منم میگم تو ذهنم باشه پس نمیگم منم حرفمو
خلاصه بگم
چجوری صبور باشم و شنونده خوبی باشم ، عوض اینکه مثل وروره فقط خودم حرف میزنم و مجال ب دیگران نمیدم
چیکار کنم باسیاست و باعقل و سرسنگین باشم؟
کلن تنها عیب اخلاقیم همینه
همین منو از چشم همه حتی نامزدمم انداخته
احتراممو پیش دیگران از بین برده
شنیدم پشتم گفتن زیاد حرف میزنه یا این اخلاقمو گفتن ...وگرنه دختر خوب و مهربونیم و کلی باسواد و بادرایتم
جز تو این مسئله ....
ک بدجوری تر زدم