درسته وضع مالی پدرم خیلی خوب بود ولی پدرم حتی یک دونه برنجم دور نمیریخت
امشب یه مهمون مهم داشتیم و خانواده شوهرم کل میزو غذا چیدن مهموناشونم افاده ای بودن مثلا یه سیخ کباب برداشته بودن از هر مدل یه تیکه خورده بودن
این به کنار که چندین و چند ظرف غذا برای خدمه پر کردن
جلو چشمام یه کیسه غذا دور ریختن...
اعصابم خیلی خورد شد سر سفره به جاریم گفتم لازم بود اینهمه غذا رنگارنگ برای چند نفر؟
گفت عادی باش اگه بهشون بگی باهات برخورد میکنن و فکر میکنن ندید بدیدی
واقعا من از این اسرافا از میوه تا هر وعده ای که خوردیم دیدم حتی یک لباس تکراری تو هیچکدوم از اعضای خانواده ندیدم
میخوام بهشون بگم واقعا قلبم به درد اومد
چی بگم چطور بگم؟