مجردم
د گیری خانواده گاهی داریم
خیلی عصابم خورد میشه
باعث میشه گاهی شبا اصلا خوابم نیاد
یه شب بدترین شب زندگیم بود
برام خیلی عجیب بود اصلا هر کاری میکردم بخوابم خوابم نمیومد
اون شب انگار عین دیونه ها ب سقف خیره شده بودم
از شب تا صبح حتی یه لحظه هم چشم رو هم نزاشتم
اگه خونه مون بین آبجی و داداشم و مامان بابام بحثی شه اصلا خوابم نمیبره
کنکوری ام هستم ،اما اصلا ترس کنکورو ندارم
از آینده هم گاهی میترسم ،،خیلی فکر میکنم به اتفاقای بده آینده ک هنوز اتفاق نیوفتاده
وسواس هم دارم
ساعت ها سر یه موضوع میشینم و خیال بافی میکنم
اونم خیال بافی منفیییییی
فکرم خیلب منفی هست
از یه طرفم تنبلی تخمدان دارم ،یه چند هفته ای بود دمنوش رازیانه میخوردم ریزش موهام کم شده بود
با خودم فک میکنم شاید هومون تستسترون مردانه ام زیاده