از صبح که پا میشم باید نق هاش و غرغراشو بشنوم
از اینکه با بابام دیشب سر چی دعوا کردن
تمام غرغراش روی سر من منه و روان منو نابود میکنه
بعدش میرسه به قربون صدقه رفتن پسراش جلوی من ، الهی بمیرم براشون ، الهی پیش مرگشون بشم و ...
و در طول روز بقیه کارش اینه به مردم فحش بده اونم فحش ناموسی یا غیبت کنه و قضاوت
یه حرفایی که بخدا روم نمیشه اینجا بگم
پسراش یا خانواده خودش بیان خونه مون بیست نمونه غذا درست میکنه ولی برای من دو روزی یبار هم بزور درست میکنه
سه ماه پیش مادرش فوت کرد
و هفته پیش عقد پسرعمم بود
خدا میدونه چقدر فحش میده بهشون که چرا جشن گرفتن
حتی بابامم نرفته اما میگه خانواده فلان فلان شده پدرت از قصد جشن گرفتن اعصاب منو خرد کنن
بخدا دیگه روانی شدم