ببین دست خودمونه...جدی میگم
باید یه وقتهایی دیوونه بود
خودم این مدت تو فشار کاری و درسی عجیبی ام...
منم خیلی شنگول نیستم این روزا😂
ولی مجبوریم زندگی کنیم...با چیزهای کوچک با چیزهای قشنگ...دلخوشی هایی که شاید بشه بهشون گفت مسخره!!
زمانی که با عقلم هیچ راهی برای خوشحال بودن پیدا نمیکنم خاموشش میکنم
یه جمله هست میگه تا عاقلان راهی برای خوشحالی پیدا کنند ما دیوانگان هزاران بار خندیده ایم
یه وقتهایی شرایط یجوریه با راه حل خومون میتونیم حلش کنیم...یه فکری به حالش کنیم ...
اما مثلا الان من میبینم که خب من دارم زحمت خودم رو میکشم...دیگه بقیش که دست من نیست...این همه فشار و استرس و اعصاب خوردی و...
پس تو این شرایط که دیگه با منطق و راه حل و چاره اندیشی کاری از دستم بر نمیاد خودمو میزنم به اون راه...
میشم یه دختر بچه 5 ساله!:)