والا دیشب اومد خونه شروع کرد غر زد دستمال کجاس چرا نمیزاری روی میز منم گفتم اونجاس دیگه بعد اومدم سفره پهن کنم نگاش نکردم دهنکجی کرد حس کردم اینو چون کنار هم نشستیم بعد پاشد نمکدون ببار با نون نمکدون یهو پرت کرد سمت سینک چون خالی بود پرش نکرده بودم بعد پاشدم رفتم نمکدون آوردم پرت کردم تو سفره بعد خواست بزنه تو صورتم