2777
2789
عنوان

شوخی بابام...‌‌

651 بازدید | 17 پست

من بعد ازدواج همه طلاهام و گذاشتم خونه بابام چون خیلی اعتماد دارم بهشون...

امروز حرف طلاهام شد گفتم من سه تا سکه دارم نه بابام گفت نه کدوم طلا همش مال خودمونه مامانمم گفت حالا این حرفارو بزن خواهرشم باورش بشه ....میدونم شوخی کردا ولی خیلی ذهنم مشغول شد اعصابم خورد شدش

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

واقعا به هیچکی نمیشه عتماد کردا

دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود .                                                                       نژاد پرست نیستم ولی از ورود بیش از اندازه افغانی ها اعتراض دارم چند سال بعد اینجا همش میشه افغانی زبانمون میشه فارسی دری اسما میشه افغانی .... باور کنید
هیچوقت هیچی رو خونه هیچکس نزارید.حتی پدر مادر

اخه اول زندگی باشوهرم جروبحث زیاد داشتیم مجبور شدم ببرم .الانم بخام بگیرم زشته چون ۸ ساله مجانی خونه بابام نشستیم پول داد ماشین بخریم وضع مالیمون خوبه ولی خب این حرفش ناراحتم کرد.

هیچوقت هیچی رو خونه هیچکس نزارید.حتی پدر مادر

ادم باید مستقل باشه

بعضي زخــــم ها هســــــت كه هـــــــــر روز بــــايـــد روشونو باز كنــــيو نـــــــــمـــــــــــــك بپـــــــــــاشــــــــــ ــــي ...تــــــــا يــــــــــادت نـــــــــــــره كه ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــي آدمـــــــــــــانبــــــــــــــــــــايـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـايـــد!
اخه اول زندگی باشوهرم جروبحث زیاد داشتیم مجبور شدم ببرم .الانم بخام بگیرم زشته چون ۸ ساله مجانی خونه ...

عزیزم پدرتون که اینقد کمکتون کرده مطمعن باش شوخی بوده حرفش و کاری با طلاهات نداره

دو جین کار سرم ریخته...اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنمو بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد، سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند ...و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند ...بعد از تو این دنیا یک دنیا کار داردتا دوباره دنیا شود

شاید شوخی کرده اما اینم بدون اکثرا شوخی شوخی حرفای جدی زده میشه با مادرت صحبت کن

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
اخه اول زندگی باشوهرم جروبحث زیاد داشتیم مجبور شدم ببرم .الانم بخام بگیرم زشته چون ۸ ساله مجانی خونه ...

به نظرم این افکار شیطانی رو بریز دور

پدری ک اینهمه بهتون لطف کرده میاد ازتون دزدی کنه؟


آدما همیشه همون کاری رو باهات میکنن ک تو دلت نیومد باهاشون بکنی... " توی استکان هیچکس دریا نریز "🍂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108