مامانم کلا درحال کار کردن بود گاو داری و خونه داری و باغداری
بابام مثل یه کارگر باهاش برخورد میکرد.وقتی باردار بود رفت آزمایش بارداری داد بابام انقد با کمربند زدش که نمیتونست کفش بپوشه بخاطر همین ازون موقع تا الان هیچ آزمایشی نداده.بابام حتی مامانمو بیمه نکرده .الان بابام از درخت خرمالو افتاد کمرش شکست دوماه کل کارا با مامانم بود سری قبل بابام تصادف کرد 7ماه همه کارا با مامانم بود سر آخر بابام با کتری زد تو سرش .سرش شکست.الانم دوماهه گاوا رو داره دو روزه بابام رفته کارگاوا رو برسه عمم زنگ زده به مامانم که چرا تو نمیری برسی خودت بالا کرسی نشستی برادر من کار کنه