من دو سال پیش با یکی که خیلی جنوب کشوره و ما تهرانی تو روبیکا آشنا شدم و حدودا ۶ماه باهم بودیم که کات کردیم و دو سه بار تا حالا رفتم حالشو پرسیدم و آخرین بار که ماه پیش بود اون اومد و گیر داد که من میخوامت و اینا و منم بدم نمیاد ازش ولی چون مشکل دارم نمیخوام باهم و با هیشکی تو رابطه باشم و گفتم نمیتونم و آنقدر گبر داد که مجبور شدم قبول کنم ماهی یک بار بهش پیام بدم و امروز مجبور شوم بهش پیام دادم ولی نمیخوام همش زخمش تز مت باز بشه و ناراحت و ادیت بشه چیکار کنم هم ناراحت نشه هم من تمومش کنم برام خودم مهم نیست فقط میخوام اون ناراحت نشه و تموم بشه
من از پریشب فهمیدم که تنها تر از همیشم آره دوریت باعث میشه که بدتر عصبی شم....!🥲❤️🩹
😐 عجب.. هم میخای ناراحت نشه هم نمیدونی چطوری تموم کنی.. رک بگونمیتونی بهتر از اینک اینطوری گیر کنی.. ی بار دلخور میشه اما جفتتون راحت میشین وتکلیف مشخص میشه
دیدی چند وقت پراز ناامیدی میشی. بعد یه دفعه یه خوشحالی میاد تو دلت (اون خداست...) ........ وقتی در تاپیکی شرکت میکنم لطفا زیر من ریپ نزن اصلا خوشم نمیاد.. چون پیام من برای صاحب تاپیک هست ن توی هرنخود آش 😏... اصلا از آدمایی یهو میپرن ب ادم خوشم نمیاد.. سعی کن وقتی بامن صحبت میکنی حدتو نگه داری 🌷
بهش بگو این رابطه فایده نداره چون من با این فاصله دور حتی نمیتونم ازدواج کنم منطقی باهاش صحبت کن نرمال باشه میره نباشه هم بهتره بره
برای همه آرزوی آرامش دارم ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوشترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادقترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربونترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قویترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همهی اینها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید