خب اول تعریف کنم بعد بزارم عکس رو
اقا من نامزدم«دوستیم»ساعت۱۱ امتحان داشت باید میرفت دانشگاه
منم ساعت ۱۱ بیدار شدم زنگ نزدم گفتم حتما رفته
بعدش ساعت یک ۲ بار زنگ ردم جواب نداد اخرش خودش زنگ زد ک ت ماشین بودم قشنک حرف زدیم برگشت گف ساعت چن بیدار شدی منم گفتم۱۱ ولی اون ۱۰ شنید برگشت گفت ت گوه خوردی ساعت۱۰ بیدار شدی منو بیدارم نکردی از این ب بعد ازم انتظار نداشته باش منم گفتم ساعت ۱۱ بیدار شدم بعدش اروم حرف زدم برگشت گف دلم برات نمیسوزه گف حالت خوب نیس برو خدافظی کردیم«خودمم پریودم قشنگ اشکم در اومد»
اومدم ت چت اینارو بش گفتم👇🏻👇🏻👇🏻
اونم کلی ناراحت شد ک من خرم احمقم کم گزاشتم برات همتون عین همین خب من چیکار کنم واقعا لیاقت اینه؟؟؟؟اینم بگم اومد از اینستا گف ببخشید یهو از دهنم. پرید ولی چون حوصله نداشتم گفتم نمیخام حال ندارم گف باشه فعلا اصلا هیچ تلاشی نکرد حالمو بهتر کنه منم این پیامو دادم همه چی افتاد گردن من همه چی کلا اخرش میشه تقصیر من😭😭😭😭😭😭