2777
2789
عنوان

بابا سوار ماشین شخصی نشین

| مشاهده متن کامل بحث + 1228 بازدید | 68 پست
اسنپ خیلی خوبه حتی اگر هیزم باشن نمیتونن گوهی بخورن  از هر هزار تا شاید یکیشون گوهی بخور ...

طرف اسنپ نبود 

ماشین شخصی نگهداشت 


کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

جر خدا نگذره ازشون ۱۲ سالم بود میرفتم مدرسه سوار تاکسی شدم بد طرف یه مرد ۵۰ و خورده ای ساله بود هی ح ...

خیلی ترسناکه منم واقعا از ترس و شوک قفل میکنم

میشه لطفا یه صلوات برای سلامتی پدر و مادرم بفرستین🙏🌹❤️|||چنگیزخان نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است !اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدندچنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت به‌دست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعله‌ور شد...و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدنداما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!چنگیز گفته‌ی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا می‌داشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمی‌کردند! این عاقبت خود فروشان است.الكامل في التاريخ/ عزالدین بن اثیر/
چند روز پیش یه مرد معتاد داشت از تو صندوق صدقات کنار خیابون پول در میآورد با سیم 😐😂 فک کردن از طل ...

یکی بود صندوق صدقه رو زده بود رو کمرش داشت میبرد ، میبرد خونه با خیاا راحت خالی کنه😂🤣🤣

درخاست مطلقا ممنوع 
شما هم سعی کن بی ربط حرف نزنید گفتم که شما حرف من رو نادیده بگیر چون مخاطبم  استارتر بود نه شم ...


بحث نکنید ولطفا تاپیک رو ترک کنید

توهین نکنید

ارتباط با نی نی یار فقط @niniyar

خیلی ترسناکه منم واقعا از ترس و شوک قفل میکنم

هر موقع اینجور موقعیتا گیر کردی ایه الکرسی بخون فوت کن تو صورت طرف یا ی وردی هم هست اونم خوبه جوابن حسابیئیییی

درخاست مطلقا ممنوع 

من پریروز عصر هواتاریک بود اشتباه کردم سوار ناشین شخصی شدم فکر کردم تاکسیه بعد بهش پول دادم نگرفت گفت من میخوام خودمو معرفی کنم اسمم امید ۳۰ سالمه افتخار اشنایی میدین منم گفتم من متاهلم فکر کردم تاکسی هستین سوار شدم لطفا بغل نگه دارین پیاده بشم یک آن درارو قفل کرد خواهش میکرد که به حرفاش گوش کنم گفتم نگه دارین و در رو باز کنین خداروشکر به حرفم گوش کرد پیاده شدم الان یادم افتاد وحشت وجودمو گرفت نمیدونم چرا اونموقع ریلکس بودم نترسیدم😐طلاهم دارم دستم😢

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز