یکی نزدیکم میشه ازش میترسم و تمام بدنم شروع میکنه به لرزیدن حس خفگی بهم دست میده و همینجوری ثابت میشینم و خدا خدا میکنم که طرف بره از کنارم و از شدت ترس و خجالت چیزی نمیگم و کاری نمیکنم و حس میکنم به اندازه اون آدمی که کنارم نشسته توانایی صحبت کردن ندارم و حس کوچیک بودن میکنم نسبت به فرد کنارم و حس میکنم که قراره توسط اون فرد تحقیر بشم یا کتک بخورممم
یکی میخواد باهام صحبت کنه حس میکنم الکی میگه و قراره دستم بندازه
احساس خوبی ندارم به آدما
دلم میخواد با یکی دوست بشم ولی همین که یکی میاد کنارم ناراحت و عصبی میشم و یاد تحقیرهایی که توسط دخترا شدم میفتم و از دخترا و جنسیتم متنفر میشم همش حس میکنم حقیرم و بدبختم و قراره فرد کنارم به من زور بگه و بدتر اینکه وقتی اونا میان کنارم و تا وقتی کنارمن مدام توی ذهنم این احساس تداعی میشه که دارن مسخره ام میکنن و من رو دوست ندارن
همین که باهام صحبت میکنن و نزدیکم میشن بیشتر عصبی و ناراحت میشم و کلا از خودم متنفر میشممممم
شدیدا به آدما احساس ششششرم دارم