آخه تو نتم زدم نبود جز کارتونی مانند صبح حدودای 6/5 هوای تاریک مانندم بود رفتم حیاط ی لحظه دیدم تعجب کردم ولی نترسیدم خم شدم ی کاری انجام دادم بعد سرمو آوردم بالا نبود حالا با این کار ندارم ک چجوری رفت بلاخره گربس دیگ ولی با چشمای سیاه؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
گربه سیاه با چشمای سیاه که دروش زرده دیدم ولی اونطوری نه
اون سیاهه مردمکش بوده
#کاربر آقا #یه مرد غیر معمولی دارم زیر بولیز... #هر روز تو آینه میگم سرمایم تویی... #نمیتونم و نمیشه نیست تو عادت من... #منو از پا نمیندازه یه شیشه سیانورم...#باید ب یه جا میرسیدم وقتی میام نتونی بلند نشی از جات...#پی رویام با تلاش زیاد از حدو...
#کاربر آقا #یه مرد غیر معمولی دارم زیر بولیز... #هر روز تو آینه میگم سرمایم تویی... #نمیتونم و نمیشه نیست تو عادت من... #منو از پا نمیندازه یه شیشه سیانورم...#باید ب یه جا میرسیدم وقتی میام نتونی بلند نشی از جات...#پی رویام با تلاش زیاد از حدو...
آخه تا چ حد بزرگ میشه مگ. هوا ۶/۵صبح مثل عصر میشه ن تاریکه مانند شب حالا بازم نمیدونم
خیلی بزرگ میشه تقریبن کل چشمو میگیره
#کاربر آقا #یه مرد غیر معمولی دارم زیر بولیز... #هر روز تو آینه میگم سرمایم تویی... #نمیتونم و نمیشه نیست تو عادت من... #منو از پا نمیندازه یه شیشه سیانورم...#باید ب یه جا میرسیدم وقتی میام نتونی بلند نشی از جات...#پی رویام با تلاش زیاد از حدو...