ببین عزیزم من نمیخوام نصیجتت کنم فقط از واقعیت های برات میگم که هم خودم تجربه کردم هم دیگران بهم یادآوری کردن
توی دنیا آدم ها با شرایط مختلف و متفاوت زندگی میکنم از نظر ما یکی خوشبخت یکی بدبخت مهر کس مدل بدبختی و مشکل و ناراحتیش متفاوته من داستان رو خوندم تو تنهایی کشیدی بی توجهی دیدی برای همین حالت افسردگی درونت پیدا شد ما آدم ها آدم آهنی که نیستیم احساس داریم یه وقتا احساسات ناراحتی آنقدر در وجودمان زیاد میشه که مارو تبدیل به یه آدم افسرده میکنه این که ما افسرده و ناراحتیش مهم نیست چیزی که مهمه اینه که نباید توش بمونیم نباید بزاریم غم تمام زندگیمون رو بگیره باید به جنگش بریم باید مدیریتش کنیم
آدم هایی توزندگی موفق و برنده میشن که احساساتشان رو مدیریت میکنن برای هدفشون نیجنگن و تلاش میکنند
من میدونم خودت بارها این چیزا رو شنیدی وشاید به نظرت سخت و مسخره بیاد ولی بدون هیچ کس به اندازه خودت نمیتونه حالتو خوب کنه
تو باید الان فکر زندگی و آینده باشی نباید بزاری افکار آنقدر ذهنت رو درگیر کنن تا ازهمه چیز بمونی
تو اگه برای خودت کسی بشی و شغل مورد علاقه تو داشته باشی بازهم به گذشته فکر میکنی ؟ معلومه وقتی سرت گرم زندگی و کارهای مورد علاقه کم تر به گذشته میری
به نظرم برای شروع از نقاشی شروع کن نقاشی فوق العاده حالت رو خوب میکنه بعدش هر رشته ای که هستی هدف درسی و کاریت رو مشخص کن و به سمتش برو
من نسبت به آینده تو که با تلاش خودت بدین میاد. خوشبینم ♥️