شایدم یکم خنده دار باشه
این خبره قدیمیه نمیدونم شنیدین یا نه
یه پسره صبح صبحانه شو میخوره دلش یه چیز خوشمزه مثل پیتزا و هات داگ اینا میخواد ولی این چیزا تو یخچال نداشته
این پسره تو خارج بوده
هر یه دقیقه بار میومده در یخچال باز میکرده ولی چیزی توش نبوده
تا شب همین کار میکنه
ولی هیچ اتفاقی نمیوفته
شام نمیدونم یه غذایی داشت خورد اسم غذا رو یادم نمیاد
اره خلاصه این خسته میشه میخوابه
همه خواب بودن این پسره سرش تو گوشی بوده که نصف شبی تشنه اش میشه میره آب بخوره از یخچال که یهو میبنه تو یخچال یه سیب هست فکر میکنه خانواده اش سیب رو گزاشتن
ولی خب سیب رو نمیخوره
بعد وقتی میخواسته بخوابه هی میگفته نگاه کنم تا آخر رف نگاه کرد دید هیچی تو یخچال نیست
گفت ولش برم بخوابم
این خوابش برده بود تازه که یهو سر و صدا از یخچال میاد
از خواب بیدار میشه بدو بدو میره سمت یخچال ولی خالی بود پشت سرش نگاه میکنه میبینه
یه پیتزا با نوشابه هست
این خبر خیلی قدیمیه
خانواده اش اون موقعه خواب بودن و هنوز کسی نفهميده که کار خانواده بوده یا کار خدا
خیلیا میگن کار خدا بوده