2777
2789
عنوان

میگن عاشق شدم

116 بازدید | 2 پست

اولین بار ک دیدمش موقعی ک زنگ درو زد ک بیاد داخل هنوز از نزدیک ندیده یهو انگار ی باد سردی گذشت اشک تو چشمام بود ک یهو لعتنتی ها ریختن رو گونم   مامانم فهمید و از تو کیفش ب من دستمال داد نمیددنم توی اون شلوغی کسی دید یا ن سریع خودمو جمع جور کردم آمد واییی انگار یه سطل آب سرد سرد  ریختن روم و انگاری یکی پرتم کرد روی مبل ، همین جوری ک سلام میداد با بقیه بعد ی طوری ک انگاری خیلی ضایع باشم ب من نگاه کرد .....  .




آمد راجب ی موضوعی صحبت کنه حرفش رو زد منم فقط سرم پایین بود ی چیزیایی گفت اصلا‌ حواسم نبود فاصلمون خیلی کم  بود اونم ب صورتم خیره بود  منم سرم پایین بود یهو صداش ی جوری شد انگار ک بخواد از خنده بترکه ... بعد ب خودم اومدم  یهو  چشم تو چشم شدیم .... تجربش برام مثل دیدن ی فیلم ترکی بود بعدش ک رفت رفت گریم گرفت گریه کردم همه دورم جمع شدن دورم .... 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108