داروتون چی بود افکار شما چی بود،بعد پانیک وسواس فکری و افسردگی و وضطراب گرفتم،هی میگم نکنه الان بمیرم یا ایست قلبی کنم،با اینکه همه ازمایشات و اکوی قلبم سالمه
اصن دارو نخور منم اونجوری بودم فقط ب این فکر کن ک بی اذن خدا کاری انجام نمیشه دیگه رها میشی خب با خودت بگو اخرش چی خب درسته وسوسه میشی ولی آخرسر درست میشه
داروتون چی بود افکار شما چی بود،بعد پانیک وسواس فکری و افسردگی و وضطراب گرفتم،هی میگم نکنه الان بمیر ...
من افکارم پرشی بود من شدید بودم بستری شدم.یعنی افکارم از ی موضوعی ب دیگری تعییر میداد.من با آسنترا و بستری شدن و الانم تلاش خودم.من آلمان پیش دکتررفتم گفت کلید نجاتش یک جمله است:بی توجهی ب افکار و پرت کردن حواس ومشغول کرون خود