امروز نهار زرشک پلو داشتیم بعد من عادت دارم همیشه کلی دارچین و ادویه جات بریزم داخلش ریختم بعد شوهرم از سرکار اومد خیلیم گشنه بود نشستیم بخوریم که یهو طعم دارچین و حس کرد چون اصلا اصلا دارچین دوست نداره و نفرت داره ازش بعد گفت نمیخورم منم باکلی زحمت درسش کرده بودم با کلی عشق گفت نمیخورم که نمیخورم خلاصه دعوامون شد برگشت گفت این چند روزه غذاهات اصلا خوشمزه نمیشه بزور میخورم منم دست خودم نبود یه چک زدم تو گوشش 😂طفلک هنگ کرده بود چیزی نگفت اعتراضم نکرد خیلی بهم برخورد آخه من باکلی زحمت هروز غدا درست میکنم که اون اینو بگه شوهرم اکثرا همیشه باهم مهربونه و تاحالا دست روم بلند نکرده من همیشه سرش داد میزنم وچک زدن بار اولم بود الان قهر کرده رفته اتاق خوابیده چیکار کنم بنظرتون؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وااای منم یبار شوهرمو زدم وقتی یادش میوفتم حتی از خودم خجالت میکشم تازه یادم میاد بیچاره هیچ کاری نمیکرد فقط میخاست آرومم کنه محکم بغلم گرفته بود من وحشی شده بودم اصن دست خودم نبود یادش میوفتم خیلی دلم براش میسوزه
تنها راهش اینه ک مستقیما بری معذرت خواهی کنی و دیگه هم دارچین نزنی ب غذاهات ....خوبه اونم تلافی کنه شما از ی کاری بدت بیاد و بگه من عادت دارم و یکی هم بزنه زیرگوشت😑 یادبگیر خودتو کنترل کنی وگرنه ی روزهم چنان میزنتت ک نتونی کاری کنی ...
سالها دویدم ولی به مقصد نرسیدم ..... برای همه منتظرها و من دعاکنید ....
اگه بر عکس بود هم همینو میگفتید ؟یا میگفتید چه شوهر بدی داری!
بستگی داره خب یه زن همون موقع بروز میده ناراحتی شو ولی اون آقا به حالت قهر رفته تو اتاق اگه خیلی ناراحت شده که لازمه عذرخواهی کنه ولی اگه پتانسیل اش وجود داره میشه به حالت خنده و شوخی جمع اش کرد علاوه بر توضیح اینکه من با عشق برات غذا درست کردم اینا و عوضش شب شام خوبی درست کنه من غیر این چیزی نگفتم