عنوان نزدم که الکی تاپیک شلوغ نشه
ده ساله این موقع که میشه من یاد همسرسابقم میفتم تولدشه
مخصوصا تولدش با یکی از خاله هام یکی هست
هیچ جوره نمیتونم فراموش کنم
طلاق خیلی سخته تا آخر عمر آدم درگیرشه چه خواسته چه ناخواسته
امسال که دیدم پدر شده خدا یه دختر خیلی ناز بهش داده
موهای خرمایی موج دار که پایین موهاش حلقه ای شده
همیشه توی عکساشون بغل همسر سابقمه
ده سال پیش بهم میگفت بیا بچه دار شیم قبول نکردم حالا باید بشینم پدر شدنشو با یه زن دیگه و ذوقشونو ببینم
خیلی الکی بخاطر اختلافات خانوادگی جدا شدیم هردو کم سن بودیم
یادمه دلش دختر میخواست همیشه اسم انتخاب میکرد
هی…
برای آرامش دلم دعا کنید 🙏🏻