من مامان یه کلاس اولی ام که یه نوزاد ۷ ماهه هم دارم از وقتی باردار شدم ( خودم از ته دل میخواستم) همه میگفتن خیلی بد موقع باردار شدی و من می گفتم بیخود میگن
الان دیگه دارم میمیرم
متاسفانه هر هفته هم به خاطر آلودگی شدیدی که هست تعطیله و خودم توی خونه باید باهاش کار کنم 😩
از ساعت ۸ صبح تا ۶ عصر درگیر درساشم با یه بچه نق نقو و ....
واقعا کلافه شدم الهی بمیرم دلم برای پسرم کبابه بعضی وقتا که عصبانی میشم میگه مامان عصبانی نشو کلاس اولی ام دیگه
خونم کاملا به هم ریختس وقت نمیکنم ناهار بپزم توی سینک یه کوه ظرف کثیف هست اونقدر روی زمین کثیفه یه پتو پهن کردم که دخترم آشغال دهنش نزاره، ۲ روزه رفتم حمام وقت نکردم موهامو شانه بزنم ، همسرم خیلی گرفتاره وقتایی که خونست سعی میکنه کمکم کنه ولی بچه هام هر دو شون منو میخوان
اگه قصد بچه دوم رو دارین یا همون اول بیارین که با هم بزرگ بشن یا صبر کنین وقتی رفتن کلاس دوم بیارین