خواستگاری خواهرشوهرمه آلان خواهر شوهرم زنگ زد شب بیا بعد شام منتظریم
بعد من اصلا خبر نداشتم ینی شوهرم از من قایم کرده بودش
حالا زنگ زدم ب شوهرم ک شب چ ساعتی میای دنبالم
گفت تو کجا مگ بچه بازیه مگ ما جواب دادیم ب عروسا چ ربطی داره لازم نکرده بیایی
منم گفتم باشه نمیام قط کرد دوباره زنگ زدم ینی چی این حرف گفت گفتم ب عروسا ربطی نداره ک بیان
گفتم ینی فقط جای منو اکرم نیست گفت نه
حالا الان مطمئنم مادرشوهرم زنگ میزنه چی بگم ب مادرشوهرم بگم شوهرم گفته نیام ؟؟؟غرورم له میشه مادرش بفهمه انقدر بی ارزشم من پیش شوهرم