محمد شاید باورت نشه ولی جون خودت دیشب داشتم خواب میدیدم رفتی با یکی دیگ دیدم مادر صدام زد گفت بیتا بدنت چرا اینقدر سرده میخای ی پتو دیگ بندازم روت
اخ محمد بدنم یخ زد بخاطر این خواب
راستشو بگم دلم برات پرمیزنه دلتنگت شدم نمیدونم چطور ولللی حخخخخخخدا پادرمیونی کن
ی ساعت محمدو بیاد بهش بگم حسمو بهش بگم دلم براش تنگ شده براش ارزوی خوشبختی کنم
اجازع بگیرم اسم قشنگشو بزارم رو پسرم در اینده
خدا میدونی من بدون محمدم نمیتونممممم ی کاری کن😣
دوستان نصیحت نکنید
از غرقع ما خبر ندارد آسوده ک در کنار دریاست ..