2777
2789
عنوان

دموکراسی یا...

823 بازدید | 37 پست
سال ۸۷ بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسنده توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع آوری کتاب از کتابفروشی ها بودیم که بعدها عنوان شد این کار به درخواست نویسنده کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما... در سال ۸۸ و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگ ها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت. اما تمامی این اتفاقات پس از این بود که مهندس موسوی یکی از کاندیداهای انتخابات ۸۸ پس از اعتراضاتی که به نتیجه انتخابات داشت به طرفداران خود مطالعه آن را توصیه کرده بود! کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرأت می‌توان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته می‌شود و شاید تا سال ها تکرار نشود. اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب می‌کرد... داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از آن را می بینیم: پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی می‌کرد. او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دو سال یکبار یکی از ۲۵ پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند. مردم هر دو سال یکبار یکی از فرزندان او را انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد. اما در دور آخر پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید. اما او طور دیگری عمل کرد. افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است: مردم همه گوسفندند و ما چوپان: حواستان باشد! بزرگ‌ترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است. شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمی‌توانید بر آنها حکومت کنید. بهای مردم را شما معین می‌کنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان می‌گذارند که هیچ‌جور نمی‌توانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است؛ قیمت آدم‌های اندیشمند چاق و چله. قیمت بقیه‌ی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر. طوری برنامه‌ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می‌کنند، بداخلاقی می‌کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف‌ها می‌افتند. یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصله‌اش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمی‌توان عوض کرد، اما راه مردم را که می‌شود دور کرد. هزار جور قانون می‌شود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطه‌ای برسند که قبلاً بوده‌اند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند. مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دسته‌ی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما می‌شوند و دسته‌ی دوم، از ترس دسته‌ی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره می‌شود، بی‌آنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغه‌ای داشته باشید. مردم به دو دسته‌ی خیلی نامساوی تقسیم می‌شوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عوام‌اند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمی‌گذارد، یک را بردارد. پس خواص را در شمار هیچ‌یک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید، چرا که: اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسان‌تر از خواص است. ثانیاً: رضایت عوام را فله‌ای می‌شود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود. ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمی‌توان جایش را پیدا کرد. و از همه مهم‌تر، در انتخابات و رأی‌گیری، رأی خواص و عوام یک‌اندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگ‌تر از آدم عوام نیست. پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همه‌ی مشکلات‌شان جدی بگیرد. خلاصه این که: این عوام‌اند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم می‌زنند. پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناخته‌ای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دست‌تان می‌دهند. عوام، هزارتایش کم است و خواص یک‌دانه‌اش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، وگرنه لااقل مراقب باشید که یکی‌شان دوتا نشود.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

طنز سیاسی عمیقی داره. کاش میتونستم کامل بخونمش
عشق با انگشت های کشیده پیانو مینواخت...من پا به پای پونه های وحشی میرقصیدم... باران می آمد...بهارنارنجها همه مست...هوا هوای تو بود...🍀
http://mihandownload.com/2014/01/demokrasi.php
فرض کن من ادعا کنم تو.خونمون یه اژدهای بزرگ دارم و تو بگی اژدها افسانه است و وجود نداره.آیا درسته من بهت بگم ثابت کن نیست؟نه..من که ادعای وجودش رو دارم باید ثابت کنم اژدها تو خونمون هست :))...
البته دختر زیتونی عزیز درد ما عمیق تر از نحوه رفتار خاص ها ست تمدن ایرانی و فرهنگمون داره از هم می پاشه... عواملش بسیارن.. شدیم یه عده مردم بی اصالت ،‌فرصت طلب و خودخواه... جز به منافع کوتاه مدت شخصی به هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کنیم این مسئله رو قشنگ می تونی در همه جا ببینی
من به آمار زمین مشکوکم ،‌ اگر این سطح پر از آدمهاست ، پس چرا دل این همه تنهاست؟!!!!!
آرزوی من، آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است.من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی، هنری و اجتماعی زنان است.(فروغ فرخزاد)
دغدغه خیلی ها اینچیزا نیست ;) به قول خودشون سیاسی نیستن! چیزی از سیاست نمیدونن! بعد همونا میرن پای صندوق رای
فرض کن من ادعا کنم تو.خونمون یه اژدهای بزرگ دارم و تو بگی اژدها افسانه است و وجود نداره.آیا درسته من بهت بگم ثابت کن نیست؟نه..من که ادعای وجودش رو دارم باید ثابت کنم اژدها تو خونمون هست :))...
باید برن پای صندوق رای،اگه شده خالی بندازن.ولی برن. میتونن قبل انتخابات تحقیق کنن.ببینن که اصلح تره به اون رای بدند
دانش حقیقی این است: همه بدانیم که نادانیم.سقراط http://iranam.blog.ir
فقر فرهنگی ویرانگرتر از فقر اقتصادی است.
آرزوی من، آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است.من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی، هنری و اجتماعی زنان است.(فروغ فرخزاد)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز