تو این مدت درس خوبی که از زندگیم گرفتم این بود که بعضی موقع ها نباید به خاطر یه آدم بیخود خودمو ببازم
نباید تسلیم بشم
نباید به کارای احمقانه که جونمو به خطر میندازه فک کنم
درسته.. اولا هروز چشمام از شدت گريه کردن پف داشت.. اعصاب درست حسابی نداشتم.. هر موقع گوشيم رو روشن میکردم اول میرفتم اونو چک میکردم.. همش فکرم پیشش بود.. عکس و فیلما رو نگاه میکردم و هی خاطرات رو تو ذهنم مرور میکردم و کلی چیزای دیگه
اما الان..
نميدونم کجاست، نميدونم با کیه، نميدونم مرده یا زندست، نميدونم.. من هیچی درمورد اون آدم نميدونم. حالا حرفم اینه من درک میکنم الان داری چه شرایطی رو میگذرونی.. اما باور کن بهت قول ميدم همه چی بعد از یه مدت درست میشه
یه روزی میرسه دیگه با شنیدن اسمش تپش قلب نمیگیری
خاطراتش باعث نمیشه اون چشمای قشنگتو قرمز کنی...
فقط قوی باش
همین ..:)