از صبحه دارم تمیز کاری میکنم . رو لحاف تشک اینا شستم. بعد نیم ساعت پیش با شوهرم بحثم شد . از اونجایی ک واقعا خسته روحی هستم کنترلم رو از دست دادم پاشدم میوه و ...رو پخش پلا کردن رو فرش. یه ظرف لبو روی بخاری بود اونم پرت کردم افتاد روی بالشتم تمام لبویی شد . خودم انقدر عصبانی بودم اومدم اتاق خواب فقط داد زدم کمی. الانم رو تختم جرات ندارم برم پذیرایی. چجور رو بالشتم رو باز کنم و بشورم دوباره ...🤦♀️
دلم میخواد صبح برم خونه مادرم نیام دیگه اما دخترم مدرسه داره . نمیشه ببرم. نمیشه هم بزارمش . خیلی سخته بخاطر بچه ها زندگی ک دوست نداری ادامه بدی.