من این مشکلو داشتم با این تفاوت که بچه من پسر بود و اتفاقا باباشو دوست داشت ولی بیشتر به سمت من میومد و محبت میکرد و همسرم بنده خدا حسادت میکرد
واقعا هم گناه داشت مثلا من شوهرم فکر میکرد اسباب بازی بخره برای بچه م کافیه ! شاید باورت نشه ولی هر روز براش خوراکی و اسباب بازی میخرید ولی پسرم تو سن پایین بازی میخواست که شوهرم تنبلی میکرد تو این مورد
از طرفی شوهر خواهرم و پدرم باهاش بازی میکردن زیاااد میرفت سمت اونا
شوهرمم هی به من غر میزد که این چرا اینجوریه و...
دیگه منم دل به دلش ندادم همه حرفامو بهش گفتم که تو این کارارو نمیکنی و فلان و...
باید براش وقت بذاری دیگه هر هفته پسرمو میبره استخر از کنارش جم نمیخوره باهاش بازی میکنه و شهربازی میبرتش و چند تا مسافرت که اون دوست داشت رفتیم
منم باهاش کار کردم که بابا خیلی دوستت داره و بابا گفته اینو برات درست کنم بابا لباس خریده برات و...
کم کم خوب شده رابطشون خداروشکر