2777
2789
عنوان

کسی هست:)

56 بازدید | 6 پست

الان یهو بحث مدرسه و دانشگاه شد بعد داداشم گفت حالا اگه دانشگاه یه شهر دیگه رفتی، یهو مامانم پرید وسط گفت چرا یه شهر دیگه؟ همینجا کلی دانشگاه داره 

با خنده و خوشیم داشتیم حرف میزدیم ولی ضدحال بدی خوردم 

من تمام امیدم برای دانشگاه رفتن تو یه شهر دیگه به مامانم بود که میگفتم اجازه میده و بابام نمیتونه چیزی بگه:))) 

تصور اینکه بخوام تو دوران دانشگاهم همینجا پیششون بمونم داره دیوونم میکنه 

من فقط دارم تحملشون میکنم به امید اونروزی که برم... 


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

حالا دعا کن قبولشی دولتی  جاش مهم نیس


جاش واقعا مهمه واسم 

هرجااا باشه بجز شهر خودمون 

واقعا اینجا ارامش ندارم همین الانم درسای مدرسه رو بزور میخونم پیششون

طرزفکر بابام مال هزارسال پیشه اگه اینجا بمونم هرررر روز که بخوام برم دانشگاه میخاد گند بزنه به اعصابم 

فقط به امید روزی که برم دارم میخونم:) 

سعی کن راضیشون کنی

طرز فکر بابام مال هزارسال پیشه، از ایناس که میگه دختر تنها بیرون نره و نمیدونم اگه رفت لباس قشنگ نپوشه و ارایش مال دختر نیست و...... 

بنظرت راضی میشه برم یه شهر دیگه تنها؟ 

همه ی امیدم به مامانم بود چون وقتی مامانم اجازه یکاری بهم بده دیگه بابام نمیتونه چیزی بگه 

نمیدونم شایدم شوخی بود این حرفش

ولی بدجور ضدحال خوردم 


طرز فکر بابام مال هزارسال پیشه، از ایناس که میگه دختر تنها بیرون نره و نمیدونم اگه رفت لباس قشنگ نپو ...

سخته ولی غیر ممکنم نیست

بهشون بگو منم واسه آینده و پیشرفت خودم میخوام برم مگه واسه خوش گذرونی میخوام برم،و شاید دیگه همجین فرصتی برام پیش نیاد

از مزایاش بگو تا منصرف بشن.

گاهی تاریک،گاهی روشن...🎐"

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108