موقعی که خاکش کردن بالا قبر بودم…
یکم از موهای مشکی پر کلاغیش افتاده بود توی صورتش …
و گردنش ب سمت راست گذاشته بود …انگاری که خواب بود… فقط یه ذرهههه پوستش تیره شده بود(( خودشو دار زده بود))
من کامل ندیدمش اما خواهش گفت چون میخواست خودشو نجات بده گردن و سینشو با ناخن هاش کنده بود … شاید چون بهش فشار اومده بود😞😞
قدش بلند و خشگل بود …
یکی رو میخواست پدرش مخالف بود…
حالا میگید چی شد که یادش افتادم؟؟؟
امروز همون پسره رو بازار دیدم تیپ خیلی شیک زده بود… و با یه دختر داف ی بیرون بود…
درسته که زندگی نباید برای اون تمام میشد و داره زندگیشو میکنه خوشه
اما واقعا چرا دوستم برای یه پسری جونی خودشو گرفت😞😞