واقعا نمیخواستم جوابی بدم ولی نمیشد اخه سکوت کنم
اولاااا شما از من حکم خواستید که گفتم من مرجع نیستم
من حکم مرجعو براتون بیان کردم که دانا و عالمن ب دین و در زمان غیبت وظیفه اطاعت از حکمشون.
بعد من راهی جایگزین پیش روی شما قرار دادم که بازم قبول نکردید
در این شرایط دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه
من تا جایی با شما حرف دارم ک واقعا در دوگانگی قرار داشته باشی و بخوای بر اساس حکم مرجع تصمیم بگیری ولی زمانی که من میبینم شما از حکم مرجع ایراد میگیری و اصرار داری بر انجام کار غلط دیگه حرفی نمیمونه.
بعدشم کسی که بر دین مصمم باشه با حرف منو و دیگران از اون زده و دور نمیشه مگر اینکه دنبال ی بهانه برای دور شدن باشه