منم اینجوریم و یه بار گیر کردیم پنج نفر بودیم همه راحت بودن من احساس میکردم دارم سکته میکنم نیاز داشتم یکی بغلم کنه آرومم کنه آهنگ برام بزاری ولی همه میگفتن چرا میترسی آخر سر هم با همسرم دعوا کردم که چرا درک نمیکنی خلاصه افتضاح بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.