ما سه تا بچه ایم مامانم آبجی وسطیم رو خیلییی خیلی دوست داره.حتی بیشتراز داداشم که ته تغاریه...
به خواسته هاش نه نمیگه
به گستاخی هاش و سربالاجواب دادن هاشم گیرنمیده
به عبارتی ابجیمو تاج سرش کرده
رو من خیلی تاثیر گذاشته از ابجیم متنفرم و اشکارا بهش بی توجهی میکنم..اینا همش تقصر مامانمه که به من هیچ توجهی نکرده...
نمیدونم چرا ولی حس بدی به زندگیم دارم انگیزه هیچ چیزیو ندارم... کارام به چشمش نمیاد
چجوری باید تحمل کنم.اختلاف سنی منو ابجیم فقط سه ساله..من ۲۶ سالمه اون ۲۳...