2777
2789
عنوان

دردودل

68 بازدید | 5 پست

ما سه تا بچه ایم مامانم آبجی وسطیم رو خیلییی خیلی دوست داره.حتی بیشتراز داداشم که ته تغاریه...

به خواسته هاش نه نمیگه 

به گستاخی هاش و سربالاجواب دادن هاشم گیرنمیده

به عبارتی ابجیمو تاج سرش کرده

رو من خیلی تاثیر گذاشته از ابجیم متنفرم و اشکارا بهش بی توجهی میکنم..اینا همش تقصر مامانمه که به من هیچ توجهی نکرده...

نمیدونم چرا ولی حس بدی به زندگیم دارم انگیزه هیچ چیزیو ندارم... کارام به چشمش نمیاد

چجوری باید تحمل کنم.اختلاف سنی منو ابجیم فقط سه ساله..من ۲۶ سالمه اون ۲۳...

طبیعیع منم مامانم آبجی دیگه‌ام خیلی دوست داره، چندبارم بش گفتم میگه همچین چیزی نیست.

از آبجیمم بدم میاد

ولی از موقعی ازدواج کردم خونه خودمم برام مهم نیست

تو ازدواج نکردی هنوز؟

سعی کن موقعی ک آبجیت هست نری خونه مامانت

تا بوده همین بوده همیشه یکی از بچه های خانواده که همه کارا رو میکنه به خانواده میرسه محبت میکنه محل داده نمیشه بش اونوقت اونی که هیچ غلطی نمیکنه فقط خرج میکنه میخوره میخابه از همه عزیز تره واقعا تبعیض اصلا خوب نیست

رو بالِشتی که پُر از مرگِ پرنده هاس،خواب پرواز محاله!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

طبیعیع منم مامانم آبجی دیگه‌ام خیلی دوست داره، چندبارم بش گفتم میگه همچین چیزی نیست. از آبجیمم بدم ...

نه مجردم 

چون پیش همیم واسه همین بیشترناراحت میشم از رفتارشون 

تا بوده همین بوده همیشه یکی از بچه های خانواده که همه کارا رو میکنه به خانواده میرسه محبت میکنه محل ...

کاش این فرق گذاشتن ها نبود

تا منم میتونستم به خواهرم عشق بدم جوریکه وقتی بقیه رو میبینم دلم واسه خودم نسوزه...یه زندگی پرازتنهایی رو میگذرونم

کاش این فرق گذاشتن ها نبود تا منم میتونستم به خواهرم عشق بدم جوریکه وقتی بقیه رو میبینم دلم واسه خو ...


بنظرم بیخیال شو تنها راهش همینه ما نمیتونیم به زور آدما رو عاشق خودمون کنیم به زور کاری کنیم بهمون محبت کنن دوستمون داشته باشن یا هرچی هرکی خواستمون نوکریشم نخواستمونم ب سلامت با این چیزا عمرتو به فنا نده اگر بینتون فرق میزارن واست مهم نباشه میدونم سخته ولی چاره چیه اگه رفیقت بود طردش میکردی اگه شوهرت بود طردش میکردی ولی پدر مادرتن هرچی باشه کاریش نمیشه کرد پیشرفتتو بکن قدرت بگیر به در آمد برس واسه خودت مستقل بشو ازدواج کن فرزند بیار و با امید دیدن خوشبختی بچه هات زندگی کن و لذت ببره البته بگم که از هول حلیم نیوفتی تو دیگ الان میای تو این سایت95درصد در حال طلاقو ناله کردن از زندگیشونن پس سعی کن همسری انتخاب کنی که خوشبختت کنه نه اینکه با عجله کسی اومد بخای از پیش خانوادت بری ازدواج کنی باش اونوقت فردا بگی عجب کار اشتباهی کردم.در کل آرزوی موفقیت دارم برای شما موفقو و پیروز باشید

رو بالِشتی که پُر از مرگِ پرنده هاس،خواب پرواز محاله!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792