من خواهر ندارم خدا به من دوتا پسر داده مشکلاتم از وقتی شروع شد که پسر دومی دنیا امد جاری بزرگه ۴۲سالش یه پسر داره از وقتی پسر دومم دنیا امد بچه اونم از مامان باباش بچه خواست ولی دیگه بچه اش نمیشه جاری دومی هم بچه اولش سقط کرده دومی با استراحت مطلق دنیاامد. قبل بچه دوم من دوتا سقط داشت گفت دیگه نمیخوام .زن داداش خودم ی دونه پسر داره وقتی پسر من دنیا امد باردار بود ولی اونم ماه پیش بچه تو شکمم اش مرد حالا هر طرف میرم از شانس من همه به زندگیم حسادت میکنن سایه سنگین حسادت روی بچه ام میبینم دلم واسه شیرین کاریهای پسرم دلم میسوزه شما بگید چی کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا چی بگم ....خیلی جلو چشمشون آفتابی نشو..اسپند دود کن ..جلو اونا از بچه هات بخصوص دومی تعریف نکن ناز و نوازشش نکن ...بزرگان گفتن در مقابل افراد سعی کنید از آنچه که شما دارید و اونها ندارند تعریف و تمجید نکنید
من حس میکنم اونایی که بچه دارن واقعا بدبختن چون هر کی نظری داره قرار نیس من ب شما حمله کنم که از شدت توهم حس میکنی همه چشمشون ب بچه هاتونه شما هم لطفا ب من حمله نکن از نظر من بچه داشتن مزیت نیس😊
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود