با آدم رند چطوری باید برخورد کنیم من یه زن دایی دارم که دخترش شوهر کرده و دو بار زایمان کرده، خونه ساخت ما تک تکشو رفتیم چشم روشنی دادیم به جز زایمان بچه دومش اما بابای من که کربلا رفت اینا هیچ کدوم یه زیارت قبول به بابام نگفتم و یه بار توی جمع زن داییم گفت که برید خونه دخترم که زبون داشته باشه بگه عمم اومده خونم و حالا هم چون ما برای زایمان دوم دخترش نرفتیم نمیذاره داییم بیاد دیدن بابام و میدونم انقدر پررو تشریف داره این زن دایی که فردا روزی ما رو ببینه میگه چون شما نرفتید اونجا منم نیومدیم برای زیارت قبولی و دیدار بابات برای من مهم نیست اومدن اومدنشون ولی حرصم میگیره اینا هر کاری داشتن ما رفتیم ولی یه زیارت قبولی به بابای من نگفتن و هر بارم باز دکتر مکتر میرن سر ما خراب میشن