2777
2789
عنوان

یه سوال ....

96 بازدید | 10 پست

خونه پدرشوهرمم داخل پذیرایی وسایلارو جمع کردن و زمین رو کندن که لوله کشی برای فاضلاب کردن. از صبح کمک اشپزی اینا کردم و دوروبرشون بودم بعد ناهار اومدم تو اتاق شوهرمم اومد خوابید نیم ساعت. پدرشوهرمم رفت سرکار. مادرشوهرم هم میدونه شوهرم از صبح سردرده ولی بخاطر هموننیم ساعت ک اومد خوابید خودشو باهاش قهر داشت و جوابشو نمیداد. شوهرم بیدار ک شد رفت کمک و بعد دنبال کارلی خودش.

از همون بعد ناهار مادرشوهرم داره خاک هارو میریزه تو چاله ها که کندن و جارو میکنه و.... بنظرتون من بعنوان عروس باید برم کمک کنم؟؟؟؟ پیش خودم خیلی معذبم


نه نیازی نیست 

 چرا جملات سطحی‌تان را با «ما مرد‌ها با ما زنها»شروع میکنید؟لطفا کژی،کمبود های عاطفی و ایراداتتان را به پای کل جمعیت زنان یا مردان ننویسید.مثلا بگویید من زیاد دروغ میگویم نگویید ما مردها نمیتوانیم راست خیلی چیزها را بگوییم.یا بگویید من بداخلاقم نگویید ما زنها تمام پاییز خلقمان تنگ است... 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اگه قدردانتن اره حتما برو...

تقریبا قدردان هست ولی خب کار بنایی کار زن نیست حالا خودش صبر نداره بقیه بیان خودش رفته انجام میده کار سنگینیه منم ک از خاک بدم میاد. ولی از طرفی معذبم فکر میکنم انتظار داره برم کمک

تقریبا قدردان هست ولی خب کار بنایی کار زن نیست حالا خودش صبر نداره بقیه بیان خودش رفته انجام میده کا ...

نمیدونم...چرا صبر نمیکنه خب...
اره حق داری میفهمم چی میگی منم از بنایی خوشم نمیاد...

اما نمیدونم...چون خودش سرخورد رفته اینکارو کرده...من بودم یا یه تعارف میزدم...یا مثلا بحثشو مینداختم که صبر کنین اقایون بیان کمک...مثلا میگفتم خسته میشین خاک ریه تونو اذیت میکنه...

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
نمیدونم...چرا صبر نمیکنه خب... اره حق داری میفهمم چی میگی منم از بنایی خوشم نمیاد... اما نمیدونم... ...

همیشه کارارو خودش میکنه حتی کارایی ک مردونست پدرشوهرمم بد عادت کرده تنبل شدن. الانم برادرشوهر کوچیکم بیکار بود ولی گیر داده بود به شوهر بدبختم

همیشه مثل الان عجله داره کارارو به زور و عجله ای تموم کنه.



همیشه کارارو خودش میکنه حتی کارایی ک مردونست پدرشوهرمم بد عادت کرده تنبل شدن. الانم برادرشوهر کوچیکم ...

واای...چه رفتار غیر قابل تحملی دارن...

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
واای...چه رفتار غیر قابل تحملی دارن...

اره خیلی.

صبح من و شوهرم خیلی خواب آلود بودیم هی صدا زد اخرشم دو سه بار اومد تو اتاق صدا زد من ک مغزم هنگ بود اصلا نمیتونستم بیدار شم دیگه زورکی از خواب بیدار شدم ، شوهرمم بخاطر همین که بد بیدار شد  بعدش سردرد شد و فشارش کمی رفت بالا .از همون موقع هم اینقدر خوابم میاد ولی جرات ندارم بخوابم نکنه بیان ببینن خوابم با خودشون بگن نیومد کمک گرفته خوابیده و...


من عقد هم هستم همیشه هم کمک میکنم ولی خب جاری و خواهرشوهرم کم میان وقتی هم میان اصلا کارایی ک من میکنم براشون رو انجام نمیدن

اره خیلی. صبح من و شوهرم خیلی خواب آلود بودیم هی صدا زد اخرشم دو سه بار اومد تو اتاق صدا زد من ک مغ ...

از همین الان که عقد هستی حد و حدودت رو مشخص کن
لطف بی جا و بیش از حد خوب نیست...
همون اندازه که برات هستن براشون باش تا بعدها برات مشکل ساز نشه عزیزم
خوشبخت باشی عزیز دلم

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃
از همین الان که عقد هستی حد و حدودت رو مشخص کن لطف بی جا و بیش از حد خوب نیست... همون اندازه که برات ...

خیلی سعی میکنم ولی دلسوزی نمیزاره. عصر هم رفتم کاراشون تموم شده بود برای شستن یکم کمک کردم رفتارشونم خیلی خوب بود . ولی خب چون قراره نزدیک بهم زندگی کنیم بقول شما بهتره رعایت کنم.

ممنون عزیزم شما هم خوشبخت و موفق باشین❤️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز