خونه پدرشوهرمم داخل پذیرایی وسایلارو جمع کردن و زمین رو کندن که لوله کشی برای فاضلاب کردن. از صبح کمک اشپزی اینا کردم و دوروبرشون بودم بعد ناهار اومدم تو اتاق شوهرمم اومد خوابید نیم ساعت. پدرشوهرمم رفت سرکار. مادرشوهرم هم میدونه شوهرم از صبح سردرده ولی بخاطر هموننیم ساعت ک اومد خوابید خودشو باهاش قهر داشت و جوابشو نمیداد. شوهرم بیدار ک شد رفت کمک و بعد دنبال کارلی خودش.
از همون بعد ناهار مادرشوهرم داره خاک هارو میریزه تو چاله ها که کندن و جارو میکنه و.... بنظرتون من بعنوان عروس باید برم کمک کنم؟؟؟؟ پیش خودم خیلی معذبم