وای🤣🤣یه بار مامان بابام رفته بودن یه مغازه ای من موندم بیرون نرفتم داخل بعد یک خانمه اومد گفت خاانمم فااال بگیرُم برات؟ گفتم یکی بگیر اقا گرفت گفت الان از اون مغازه عشقت میاد بیرون خیلیم دوست داره به همون مغازه که مامان بابام بودن اشاره کرد🤣🤣🤣🤣بعد منم گفتم بزار یکم سرکارش بزارم گفتم خوب دیگه چی؟ کی میاد خاستگاری؟ گفت اونو باید یه فااال دیگه بگیرم🤣گفتم بگیر، گفت تو این فااال میاد خاستگاریت🤣همونجا مامان بابام اومدن گفتم عشقم یکی نیست دوتاست🤣به مامان بابام اشاره کردم بنده خدا همنیجور موند😶۶۰ تومن پول فااال دادم اون شب ولی خندیدم🤣🤣🤣ولی یه چیز چرتی بود انصافا🤣