راستش بابام رفته بود غذا بگیره از رستوران رو پیشخون میزاره به پشت سریش مشکوک میشه وقتی میره دوباره اونجا میبینه نیست گوشی زودی متوجه میشه بعد الکی میگه من پلیسم الان میرم پیگیری میکنم
فرداش یه راننده کامیون تو شمشاد های ورودی شهرمون پیداش میکنه جایی که اصلا بابام اونجا نبوده وقتی زنگ زدیم راننده گفت اینجا پیداش کردم بیا بگیر رفتیم گرفتیم