امروز با دوستم و دوس پسرامون رفتیم کافه رزالی بعد یکی اومد سفارشمونو بگیره اون انقدر با ادب بود شیک لباس پوشیده خیلی هم خوب حرف می زد موقعی که سفارشمون آماده شد یه آقای دیگه اومد برای منو دوس پسرم سفارشو مرتب گذاشت رو میز بعد دوستم یک دقیقه چنگالش افتاد رو زمین خواست برداره لباسش رفت پایین و یکم پایین تر از ترقوه اش دیده شد اونم ناخواسته بود چون می خواست چنگالش رو برداره آقائه که دید سفارششو پرت کرد رو میز یه جوریم لیوان قهوه رو گذاشت جلوش که نزدیک بود بریزه روش منم یه جوری لیوان قهوش رو گرفتم که بتونم دستش رو پس بزنم که بره گمشه با یه حالت اخم خیلی بدی بهم نگاه کرد بعد یکم دورتر شد به همکارش گفت این دوتا هر..زه رو می بینی؟دستا و جناقشون معلومه؟(با اینکه من اصلا جناقم معلوم نشد ولی خب با دوستم لباسمو ست کرده بودم در واقع هر چارتامون باهم ست کرده بودیم و اینکه دوستم فیشنت داشت و کلا تا 5 سانت بالای دستاش معلوم بود و در واقع فیشنتش می پوشند و بقیشم لباس خودش بود که آستین بلند بود.بعد دوس پسرش انقدر عصبانی شد دستشو گرفت و کشید و رفتن بیرون ماهم دقیقا همون موقع پاشدیم رفتیم اون آقا هم دید که ما می ریم یه پوزخند زد و رفت.به دوستم بعد 3 ساعت زنگ زدم گفت دیگه تا آخر راه باهام حرف نزد(دوس پسرش) انقد عصبانی بود صورتش قرمز شده بود و عرق کرده بود.یعنی دلم بد جور به حال خودمو دوستم می سوزه که داریم کنار همچین حیواناتی زندگی می کنیم.
Enfp-همون ماسک اسبی که هان گذاشت رو کلش:/اکانت دست 2 نفره.شیپرم نیستم به مولا:/