دیشب در باره وضعیتم یه تاپیک زدم ولی بعد از اون نامزدم زنگ زد حرف زدن و داشتیم سر طلاق توافقی صحبت میکردیم
بهش گفتم فقط بهم بگو ارزششو داشت؟
بگو ترجیح دادن خانوادت ارزش اینو داشت که زندگیمون خراب شه؟
گفت نه هیچی ارزششو نداره!
گفتم یه سوال میپرسم فقط جواب بده
مجبور شی برای ادامه زندگیت من یا خانوادتو انتخاب کنی کدومو انتخاب میکنی؟
گفت خانوادم
گفتم میدونستی و قبلا بارها گفته بودم با آدمی که ترجیح و الویتیش خانوادش باشن تو زندگی نمیمونم اصلا
چرا میگفتی الویت زن آدمه؟؟
چرا میگفتی مجبور شم انتخاب کنم اگر تو اذیت شی تورو انتخاب میکنم!
چرا زندگی منو خراب کردی
من شیش سال به پات موندم تا شرایطتت و خانوادت اوکی شن
تو واقعا بی غیرتی :))
باورم نمیشه واقعا گفت اگر یکیتونو ترجیح بدم اون خانوادمه
فردا پس فردا میام بریم جدا شیم :)
منم با مادرم در میون گذاشتم
قبلش میگفتم طلاهارو نمیخوام
مهریه هم نمیخوام
مادرم نظرش منفی بود و میگفت باید تمام کمال هرچی حقته بگیری
تا نرن پس فردا یکیو جای تو بیارن و تو از الآنم ضربه خورده تر بشی
فعلا هم که اصلا زنگ نزده حتی نیومده دنبالم
قبلا تو دوران دوستی
تا میگفتم سرما خوردم میومد سریع دنبالم ببرتم دکتر
تا میگفتم سرم درد میکنه یک ساعت تمام تو پارک سرمو ماساژ میداد بهتر شم
تا میگفتم دلم گرفته حتی سر کارشم بود میومد دنبالم بقلم میکرد ارومم میکرد
دیشب که تلفنی دعوا میکردیم بیرون بودم و سرد اونم نزدیک بود به جایی که من بودم تایم کاریشم تموم میشد ولی نیومد :)
گفت تو به من میگی نمیخوام ببینمت چرا بیام؟؟؟؟
باورم نمیشه این همون آدمیه که انتخابش کردم