چند وقتی میشه وسواس فکری دارم و معدم هم اذیت میکنه هم نفسم میگیرفت بعد چون تنهایی اذیتم میکرد باعث میشد فکری تر بشم اومدم چند روزی خونه مادرم موندم با بچم در حد پنج روز حالا مادرم پیشنهاد داده میگه بیا طبقه پایین ما زندگی کن با شوهرت چند ماه خونه خودتو هم اجاره بده ک از تنهایی نترسی من همیشه اینجوری نبودم ولی اینکه بیام چندوقت ی بار بهشون سر بزنم یا همینطوری بمونم بهتر دوست دارم تا این ک کلا برای زندگی با اثاث اینا بیام پیششون برای زندگی حس میکنم دیگه مستقل نیستم و دخالت ها و زندگی هامون یکی میشه یا دعوا و حرفای من شوهرم هم میره به گوششون بیشتر میفهمن جای من بودید قبول میکردید پیش خانواده تون زندگی کنید
نظر خودم مخالفه مادرم بهم میگه دیگه نیا بهم بگو از تنهایی میترسم ناراحته ک چرا با نظرش مخالفم