با خونواده ی همسرم تو یه ساختمونیم شوهرمم تک پسره…خونوادش از اوووول ازدواج ما شمشیرو با من از رو بستن همش دنبال بهونه میگردن ک برن به شوهرم بگن زنت ب ما بی احترامی کرد ما دوسش داریم ولی اون از ما فاصله میگیره…رفتاری ک جلو شوهرم باهام دارن با وقتی که تنهام زمین تا اسمون فرق میکنه واسه همین نمیتونم ب شوهرم ثابت کنم که بخدا مقصر من نیستم
با اینکاراشون همیشه تو خونمون دعوا و ناراحتی میندازن هزااااربارم مقابله کردم حتی یبار تا دم طلاق رفتم یه مدت درست میشن بعد دوباره شروع میکنن خاله زنک بازی رو
چیکار کنم شوهرم گوشش به حرف اونا نباشه؟
بخدا خسته شدم هرچقد با زبون نرم یا با دعوا و دلخوری به شوهرم میگم حالیش نمیشه دفعه بعدی باز باور میکنه
دعایی چیزی هس بخونم براش؟
دیگه واقعا نمیفهمم باید چیکار کنم