بچه ها فردا تولدمه و داداشم و نامزدم دعواشون شده بود خانوادم گفتن ما خونه خودت برات تولد میگیرم نامزدم گفت منم خونه خودم تو این دعوا ها همش تقصیر داداشمه بعد امشب نامزدم اومد دنبالم بریم بیرون دیدم داداشم اومد داد زد کی گفته بیای در خونه ما فلان گفت اومدم دنبال زنم نه تو بعد یقه نامزدمو گرفت منم رفتم هولش دادم گفتم هرچی هیچی بهت نمیگم تو دیگه شورشو درآوردی اون اگه هیچی بهت نمیگه بخاطر منه به هیچکس اجازه نمیدم به شوهرم بی احترامی کنه حتی اگه داداشم باشه گفت تو یعنی منو به اون فروختی گفتم اولا اون اسم داره بعدشم تو داداشمی اونم شوهرم اگه من برات مهمم اونم باید به اندازه من مهم باشه وسلام جر و بحث شد الانم بیرونیم بابام گفت حالت بده اگه پیش اون آرومی امشب بمون اللن خونه نامزدمم اونم گفت به خانوادم هیچی نمیگم توئم هیچی نگو اینم از حال ما مثلا فردا تولدمه🙂نمیدونم کارر خوبی کردم یا نه ولی به نظر خودم کار درستی کردم